یاقوت سرخ

نادی و حوضش

او خواهد آمد
نویسنده : نادیا مهرسا - ساعت ۸:٢٧ ‎ق.ظ روز ۱۳٩٠/۱٢/۱٠
 

هرچند که خسته ایم از این حال نیا 

  شرمنده اگر ندارد اشکال نیا

ما خط تمام نامه هامان کوفی است

  آقای گلم زبان من لال نیا

    ***************

هم چاه سر راه تو باید بکنیم             

 هم اینکه از انتظار تو دم بزنیم

این نامه چندم است که میخوانی 

 داریم رکورد کوفه رامی شکنیم


 
comment یادگاری شما ()

 
باران
نویسنده : نادیا مهرسا - ساعت ۸:٢۱ ‎ق.ظ روز ۱۳٩٠/۱٢/۱٠
 

باران رحمت خدا همیشه می بارد,


تقصیر ماست که کاسه هایمان را بر عکس گرفته ایم!

 


 
comment یادگاری شما ()

 
ارزش
نویسنده : نادیا مهرسا - ساعت ۱۱:٠٩ ‎ق.ظ روز ۱۳٩٠/۱۱/۱٩
 

یک سخنران مشهور سمینارش را با در دست گرفتن بیست دلار اسکناس شروع کرد

او پرسید چه کسی این بیست دلار را می خواهد؟

دست ها بالا رفت.او گفت:من این بیست دلار را به یکی از شما می دهم

اما اول اجازه دهید کاری انجام دهم.

او اسکناسها را مچاله کرد و پرسید چه کسی هنوز این ها را می خواهد؟

باز هم دست ها بالا بودند.او جواب داد خوب. اگر این کار را کنم چه؟

او پول ها را روی زمین انداخت و با کفشهایش آنها را لگد کرد

بعد آنها را برداشت و گفت:

مچاله و کثیف هستند حالا چه کسی آنها را می خواهد؟

بازهم دستها بالا بودند

 


 
بقیه شو ببین...
comment یادگاری شما ()

 
پدر یادت بخیر
نویسنده : نادیا مهرسا - ساعت ۱۱:۳۱ ‎ق.ظ روز ۱۳٩٠/۱۱/۱۱
 

وقتی پشت سر پدرت از پله ها میای پایین و میبینی چقدر آهسته میره ، میفهمی پیر شده !

وقتی داره صورتش رو اصلاح میکنه و دستش میلرزه ، میفهمی پیر شده !

 وقتی بعد غذا یه مشت دارو میخوره ، میفهمی چقدر درد داره اما هیچ چی نمیگه...

و وقتی میفهمی نصف موهای سفیدش به خاطر غصه های تو هستش ، دلت میخواد بمیری


 
comment یادگاری شما ()

 
سفره خالی
نویسنده : نادیا مهرسا - ساعت ۱٠:٤۸ ‎ق.ظ روز ۱۳٩٠/۱۱/۸
 

یاد دارم در غروبی سرد سرد؛               میگذشت از کوچه ما دوره گرد
داد میزد:کهنه قالی میخرم ؛                دسته دوم جنس عالی میخرم
کاسه و ظرف سفالی میخرم؛               گر نداری کوزه خالی میخرم
اشک در چشمان بابا حلقه بست ؛        عاقبت آهی کشید بغصش شکست
اول ماه است و نان در سفره نیست ؛     ای خدا شکرت ولی این زندگیست؟
بوی نان تازه هوشش برده بود ؛            اتفاقا مادرم هم روزه بود
خواهرم بی روسری بیرون دوید,؛           گفت آقا سفره خالی میخرید؟


 
comment یادگاری شما ()

 
بهم کمک نمیکنه
نویسنده : نادیا مهرسا - ساعت ٦:۳۸ ‎ب.ظ روز ۱۳٩٠/٧/۱٥
 


نوشتن از نبودنت بهم کمک نمیکنه

هیچ چیزی بعد رفتنت بهم کمک نمیکنه

نشوندنت رو معنی عمیق و ناب ِ واژه ها

پیچیدنت به حُرم استعاره ها

بهم کمک نمیکنه

هیچ چیزی بعد رفتنت بهم کمک نمیکنه

خط زدن نوشته ها سوزوندن ترانه ها

بغض های تلخ بین روز ،شب گریه های بی صدا

بهم کمک نمیکنه

هیچ چیزی بعد رفتنت بهم کمک نمیکنه

نه

هیچ چیزی بعد رفتنت بهم کمک نمیکنه

 اینکه به خواب من میای عاشق خنده هات میشم

اینکه تو لحظه لحظه هام جون میگیرم فدات میشم

برگشتن روزای خوب قصه بوی پیرهنت

اینکه چشامو پس بدی حتی دیگه اومدنت

بهم کمک نمیکنه

هیچ چیزی بعد رفتنت بهم کمک نمیکنه

نه هیچ چیزی بعد رفتنت بهم کمک نمیکنه

نه هیچ چیزی بعد رفتنت بهم کمک نمیکنه


 
comment یادگاری شما ()

 
اگر مانده بودی
نویسنده : نادیا مهرسا - ساعت ٦:۳٥ ‎ب.ظ روز ۱۳٩٠/٧/۱٥
 

مانده بودی اگر نازنینم زندگی رنگ و بوی دگرداشت                           

این شب سرد و غمگین غربت با وجود تو رنگ سحر داشت

با تو این مرغک پر شکسته مانده بودی اگر بال و پر داشت           

با تو بیمی نبودش زطوفان مانده بودی اگر همسفر داشت

هستیم را به آتش کشیدی سوختم من ندیدی ندیدی                        

مرگ دل ارزویت اگر بود مانده بودی اگر میشنیدی

با تو دریا پر از دیدنی بود شب ستاره گلی چیدنی بود                   

خاک تن شسته در موج باران در کنار تو بوسیدنی بود

بعد تو خشم دریا و ساحل        بعد تو پای من مانده درگل

مانده بودی اگر موج دریا تا ابد هم  پر از دیدنی بود  

با تو و عشق تو زنده بودم        بعد تو من خودم هم نبودم

بهترین شعر هستی رو با تو مانده بودی اگر می سرودم  

                         مانده بودی اگر می سرودم                 


 
comment یادگاری شما ()

 
خدا به همرات
نویسنده : نادیا مهرسا - ساعت ٧:٥٩ ‎ب.ظ روز ۱۳٩٠/٧/٦
 

آرزومه با تو باشم تو تمام شب و روزم

حتی وقتی خیلی دوری من به یادتم هنوزم

روزایی که با منی باز آسمونم رنگ دریاست

واسه من بودن با تو بهترین لحظه ی دنیاست

می مونم با تو عزیزم میخوامت تا پای جونم

تا همیشه موندگاره عشق تو , تو رگ و خونم

از همون لحظه اول تو شدی صبر و قرارم

حتی تو اوج زمستون , وقتی باشی تو بهارم

نبینم الهی هیچوقت اشک بشینه توی چشمات

هرجا هستی هر جا باشی عزیزم خدا به همرات

 

 


 
comment یادگاری شما ()